X
تبلیغات | یک فروم
معرفی امام زمان

مهدویت

معرفی امام زمان

حجت بن حسن (۱۵ شعبان ۲۵۵ ه.ق. در سامرا) امام دوازدهم شیعیان دوازده‌امامی و امام زمان و مهدی موعود است. او فرزند حسن بن علی عسکری (امام یازدهم شیعیان) و نرجس خاتون است، به اعتقاد شیعیان وی در ۵ سالگی غایب شد [۱] و به امامت رسید. او دو غیبت دارد: غیبت صغری (حدود ۷۰ سال) و غیبت کبری (که هنوز ادامه دارد).وجود روایات پیرامون ظهور و خروج قائم آل محمد و انتظار شیعیان در طول سالیان دراز، موجب انشعابات متعدد در شیعه و حساسیت و یا نگرانی زمام‌داران وقت را فراهم می‌آورده‌است. هم‌چنین روایت دیگری که مشخصاً حجت بن حسن را امام دوازدهم یا «نهمین فرزند از نسل حسین بن علی» معرفی می‌کند، موجب حساسیت یا نگرانی خلفای عباسی مخصوصاً بعد از امام هادی، علی بن محمد شده بود. به‌همین دلیل شیعیان نزدیک به «ناحیه مقدسه»[۲] برای حفظ خود و امامان خود رازداری و تقیه می‌کردند ......

تولد

دیدگاه شیعه

بنابر اکثر روایات شیعه، حجت بن حسن در ۱۵ شعبان سال ۲۵۵ هجری در سپیده‌دم روز جمعه در شهر سامرا واقع در عراق امروزی، دیده به جهان گشود.[۳] شیعیان زادروز او را که «نیمهٔ شعبان» خوانده می‌شود، جشن می‌گیرند.اختلاف در زادروز وی بین سال‌های ۲۵۴ یا ۲۵۵[۳] یا ۲۵۶[۴] یا ۲۵۷[۵] یا ۲۵۸[۶] هجری قمری در ۸ شعبان، ۲۳ رمضان یا ۱۹ ربیع‌الاول است.[۷] بعضی این اختلافات ازجمله در تاریخ تولد را بدلیل وجود حالت تقیه درآن سالها می‌دانند که اطلاعات تفصیلی مربوط به وی، تاریخ تولد و حتی نام او تا سالها از عامه مردم مخفی نگه داشته می‌شد.[۸]در آن زمان، جعفر بن علی، برادر حسن بن علی عسکری، اعلام کرد که برادرش هیچ‌گاه فرزندی نداشته‌است و وی جانشین برادر است؛ ولی به اعتقاد شیعیان، جعفر بن علی ویژگی‌های امامت را نداشت و هنگام نماز گزاردن بر بدن امام، فرزندش حجت بن الحسن بر او نماز گزارد و شک را از شیعیان برداشت.[۹] وی بعدها در میان شیعیان به «جعفر کذّاب» شهرت یافت.[۱۰]

دیدگاه اهل سنت 

اهل سنت نیز به مهدویت باور دارند؛ اما به‌باور آنان شخصی که پیامبر اسلام از قیام او (پس از غیبت) خبر داده، هنوز زاده نشده‌است.[۱۱]با این حال شمار بسیاری از تاریخ‌نگاران و محدثان اهل سنت، تولد حجت بن حسن را در کتاب‌های خود ذکر کرده‌اند.[۱۲]برای نمونه علی بن حسین مسعودی مورخ بنام اهل سنت می‌نویسد: «در سال ۲۶۰، ابومحمد حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب در زمان خلافت معتمد عباسی درگذشت. او هنگام مرگ، ۲۹ سال داشت و پدر مهدی منتظر است.»[۱۳]و شیخ سلیمان قندوزی می‌نویسد: «خبر معلوم و مسلّم نزد موثّقان این‌است که ولادت قائم، در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا روی داده‌است.»[۱۴]

نام

از محمد پیامبر اسلام، حدیثی با این مضمون نقل شده‌است: «مهدی از نسل من است. نام او نام من و کنیه‌اش هم کنیه من است.»[۱۵]برخی از شیعیان از بردن نام اصلی وی، «م‌ح‌م‌د»، ابا می‌کنند چرا که امامان شیعه ذکر نام اصلی او را نهی کرده‌اند.[۱۶]کنیه او «ابوالقاسم» است.[۱۷]

لقب‌ها

القاب او حجّت، قائم، قائم آل محمد، خلف صالح، صاحب‌الزّمان،[۱۸] بقیةالله،[۱۹] ولی عصر، منتظَر، خاتم و... است که مشهورترین آن‌ها «مهدی» است.[۲۰]

مهدی در لغت به معنای «هدایت شده» است و در اصطلاح مسلمانان کسی است که پیامبر اسلام وعده داده در آخرالزمان ظهور می‌کند و دین را دوباره احیا می‌کند.

حجت

از آنجایی که شیعیان او را حجت خدا در بین مردم می‌دانند، لقب حجت برای وی برگزیده شده‌است.

منتظر 

منتظر به فتح «ظ» به معنای کسی است که انتظارش را می‌کشند.

ابن خلکان می‌نویسد: «لقب معروف او حجّت است. شیعه همو را منتظر و قائم مهدی می‌داند.»

محدث نوری ۱۸۲ لقب او را از متون اسلامی گرد آورده که هر کدام بر فضیلتی از فضایل او دلالت دارد.[۲۱]

یوسف زهرا

 استفاده از لقب یوسف زهرا اغلب در مدیحه سرائی و اشعار شاعران اهل بیت به صورت کنائی برای اشاره به امام غایبشان به کار می‌رود.از طرفی زهرا جد اعظم امامان شیعیان است و از طرف دیگر بنا به روایات سامی (شامل روایات اسلامی) یوسف فرزند یعقوب مدتها از نزد پدر دور/غایب بود مثال:

ای یوسف گمگشته زهرا بکجائی                ای قائم بر حقّ مه یکتا بکجائی 

والدین

پدر وی حسن بن علی عسکری بود. وی به‌دلیل حساسیت خلفای عباسی در میان پادگان نظامی تحت محافظت شدید بود، به‌همین دلیل شیعیان او را با لقب «عسکری» (لشگری) می‌شناسند. مادر وی نرجس است[۲۲] که در میان شیعیان به «نرجس خاتون» مشهور است. بنابر برخی روایات وی و به اعتقاد شیعیان حتی تا زمان نزدیک به وضع حمل، هیچ‌گونه نشان ظاهری از حالات بارداری نداشته‌است.

دوران امامت

از دیدگاه شیعیان دوران امامت وی به سه دوره غیبت صغری، غیبت کبری و ظهور تقسیم می‌شود.

شناخت امام زمان 

معرفت و شناخت امام زمان در نظر شیعیان یکی از ملزومات هست به گونه‌ای که در احادیث آمده‌است، کسی که بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده‌است.[۲۳]

غیبت

«غیبت» به معنای ناپیدا بودن در مقابل «ظهور» است ولی «ناپدید بودن» در مقابل «حضور» نیست. بنابر اعتقاد شیعیان غیبت دوره‌ای است که امام مهدی در میان مردم ظهور ندارد و به دو دوره غیبت صغری (کوچک‌تر) و غیبت کبری (بزرگ‌تر) تقسیم می‌شود و با ظهور امام مهدی به پایان می‌رسد.هانری کربن در توضیح معنای امام غایب می‌گوید:«صاحب الزمان عنوان ویژه امام غایب است. کسی که برای حواس ظاهری ناپیدا، ولی حاضر در قلب مومنان است.»†

غیبت صغری

بنا بر اعتقاد شیعیان این دوره از مرگ حسن پسر علی (عسکری) در سال ۲۶۰ ه.ق. آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. به طول انجامیده‌است. در این دوره چهار نفر نائب خاص امام زمان بوده‌اند و شیعیان از طریق آنها با امام در ارتباط بوده و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند. در زمان غیبت صغری چهارتن از بزرگان شیعه وکیل و سفیر و نایب خاص حجت بن حسن بودند.

 غیبت کبری

بنا بر اعتقاد شیعیان غیبت کبری از مرگ چهارمین نایب خاص امام مهدی در سال ۳۲۹ (قمری) آغاز می‌شود و تا ظهور او ادامه خواهد داشت. روایت شده‌است: مردم از امام در غیبتش همان گونه بهره مند می‌شوند، که از خورشید پشت ابر.[۲۴]

ظهور

 نشانه‌های ظهور

 خروج یمانی
سفیانی
صیحه آسمانی
کشته‌شدن نفس زکیه
فرورفتن سرزمین بیداء

 زمان ظهور

در روایات شیعه، شیعیان از تعیین وقت ظهور مهدی برحذر داشته شده‌اند، و تعیین‌کنندگان وقت ظهور، دروغگو دانسته شده‌اند.[۲۵]

پس از ظهور

 به اعتقاد شیعیان و احادیث بعد از ظهورش زمین نعمت‌های خود را نشان می‌دهد و امنیت برقرار می‌گردد و تمام ۲۷ رشته علم که قبل از ظهور فقط ۲ رشته آشکار بود، معلوم می‌گردد.[۲۶][۲۷]

پانویس

↑ Silverstein, Adam (in English). Islamic history:Avery short introduction. Very Short introductions. OUP. pp. 25. ISBN 9780199545728. ""...group continued following the line of imams until, in 874,the twelfth imam (hence, ‘Twelvers’) disappeared or, as their detractors maintain, died."" 
↑ شیعیان از زمان امام هادی به بعد امامان خود را به این عنوان یاد می‌کردند.
↑ ۳٫۰ ۳٫۱
نجم‌الثاقب، ص ۲۳.
شیخ مفید. الإرشاد. قم: مکتبة بصیرتی، ص ۳۴۶.
فتال نیشابوری. «الطبعة الأولی». روضة الواعظین. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۶ ه.ق.، ص ۲۹۲.
کلینی. اصول کافی، ج ۱. تهران: مکتبة الصدوق، ۱۳۸۱ ه.ق.، ص ۵۱۴.
طوسی. الغیبة. تهران: مکتبة نینوی الحدیثة، ص ۱۴۱.
طبرسی. «الطبعة الثالثة». إعلام الوری. تهران: دار الکتب الإسلامیة، ص ۴۱۸.
ابن صباغ مالکی. الفصول المهمة. ص ۳۱۰.

شیخ صدوق. کمال‌الدین و تمام‌النعمة. قم: مؤسسة النشر الإسلامی (التابعة) لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ۱۴۰۵ ه.ق.، ص ۴۳۲.
طوسی. الغیبة. صص ۱۳۹ و ۱۴۷.
↑ ابوجعفر محمد بن جریر بن رستم طبری. «الطبعة الثالثة». دلائل الإمامة. قم: منشورات الرضی، صص ۲۷۱ و ۲۷۲.

علی بن عیسی الإريلی. کشف الغمة، ج ۳. تبریز: مکتبة بنی‌هاشمی، ۱۳۸۱ ه.ق.، ص ۲۲۷.
ابن أبی الثلج بغدادی. تاریخ الأئمة. قم: مکتبة بصیرتی، ص ۱۵.
↑ منابع در پاورقی مکتب در فرآیند تکامل ص ۱۵۳
↑ مکتب در فرآیند تکامل ص ۱۵۲.

قاموس الرجال ج ۲
احتجاج طبرسی، جلد ۲، صفحه ۴۶۸.
تاریخ سامرا, ج ۲.
دایرةالمعارف تشیع ج ۵.
المعارف و المعاریف ج ۲.
دایرةالمعارف الشیعه العامه، ج ۷.
↑ احمد کسروی، در پاسخ بدخواهان، ۱۳۲۴
↑ ابن ابی الحدید. شرح نهج‌البلاغة. قاهره: دار احیاء الکتب العربیة، ۱۹۶۰ م، ج ۷، ص ۹۴، و ج ۱۰، ص ۹۶.
↑ مهدی فقیه ایمانی. مهدی منتظر در نهج‌البلاغه. اصفهان: کتابخانه عمومی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، ص ۲۳.
↑ مسعودی، مروّج الذهب، ج ۴، ص ۱۹۹.
↑ قندوزی، ینابیع المودّة، ج ۳، ص ۱۴۴.
↑ قال رسول الله -صلی الله علیه وآله-: «المهدي من ولدي، اسمه اسمي و كنيته كنيتي، أشبه الناس بي خلقاً و خُلقاً. يکون له غيبة و حيرة يضّل فيها الأمم يقبل كالشهاب الثاقب يملاها عدلاً و قسط كما ملئت جوراً وظلما.» (فرائد السمطین؛ به‌نقل از احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۱۵۴.)

صدوق، همان کتاب، ص ۶۴۸.
کلینی، همان کتاب، ص ۳۳۲.
مجلسی. بحار الأنوار، ج ۵۱. تهران: المکتبة الإسلامیة، ۱۳۹۳ ه.ق.، صص ۳۱-۳۴.
بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۳۳.
این که آیا نهی ائمه از ذکر نام اصلی وی، اقدام سیاسی مقطعی و مربوط به دوران غیبت صغری بوده یا خیر، میان علمای شیعه اختلاف است؛ ر.ک: حاج میرزا حسین طبرسی نوری. «باب ۲». النجم الثاقب. تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، صص ۴۸-۴۹.

شیخ مفید، همان کتاب، ص ۳۴۶.
طبرسی، همان کتاب، ص ۴۱۷.
إربلی، همان کتاب، ص ۲۲۷.
ابن صباغ، همان کتاب، ص۳۱۰.

طبرسی، همان کتاب، ص ۴۱۸.
ابن صباغ، همان کتاب، ص ۳۱۰.
↑ مسعودی. «الطبعة الرابعة». اثبات الوصیة. نجف: المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۴ ه.ق.، ص ۲۴۸.

فضائل المهدی، ص ۷-۸.
بحارالانوار، ج ۵۱، نشر مکتبه اسلامیه، صص ۲،۱۵،۱۶،۲۳،۲۴،۲۸،۹۵.
ابن صباغ، همان کتاب، ص ۳۱۰.
↑ فضائل المهدی، ص ۷-۸.

شیخ مفید، همان کتاب، ص ۳۴۶.
صدوق، همان کتاب، ص ۴۳۲.
طبرسی، همان کتاب، ص ۴۱۸.
مسعودی، همان کتاب، ص ۲۴۸.
فتال نیشابوری، همان کتاب، ص ۲۸۳.
طوسی، همان کتاب، ص ۱۴۳.
محمد بن جریر بن رستم طبری، همان کتاب، ص ۲۶۸.
ابن صباغ، همان کتاب، ص ۳۱۰.
↑ پیامبر اسلام: «مَن ماتَ و لَم یَعرِف إمامَ زمانِه، ماتَ ميتة جاهلیَّة»
کمال‌الدین، ۴۰۹، ح ۹.
الکافی، ج ۱، ص ۳۷۷، ح ۳.
صحیح مسلم، ج ۳، ص ۲۳۹، ح ۱۸۵۱.
مسند الطیالسی، ص ۲۵۹.
↑ مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۳ صص ۸۴۴ تا ۸۴۶
↑ اصول کافی، کتاب الحجه، باب کراهیه التوقیت، ح ۳
↑ حسن بن محمد ولی ارومیه‌ای، مهدی موعود، ج ۲، ص ۲۲۱.
↑ العلم سبعه و عشرون حرفا فجمیع ما جائت به الرسل حرفان... فاذا قام قائمنا أخرج خمسه و عشرین حرفا فتثها فی الناس.... (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶)
^ کربن، هانری؛ تاریخ فلسفه اسلامی؛ ترجمه:جواد طباطبایی؛ تهران:کویر، انجمن ایران‌شناسی فرانسه؛ چاپ چهارم:۱۳۸۴؛ ص۱۰۳
^ مجلسی، محمد باقر؛ مهدی موعود (بحار الانوار، جلد ۱۳)؛ ترجمه: علی دوانی؛ناشر: دارالکتب الاسلامیه؛ چاپ بیست و ششم: ۱۳۷۳؛ ص ۶۸۸
^ کربن، هانری؛ تاریخ فلسفه اسلامی؛ ترجمه:اسدالله مبشری؛ تهران:موسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم:۱۳۶۱؛ صص ۹۹ و ۱۰۰

+ نوشته شده در ۲۰/۹/۱۳۸۹ساعت ۱۸:۳۳ توسط سید رحمان موسوی دسته : | نظر(3)